مرتضى مطهرى
23
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فلكى و تهيهء كتابهاى زيج مهارت كامل داشتند و تنها به اين بس نكردند آنچه را از يونانيان گرفته بودند توسعه دهند ، بلكه زيجها و رصدهاى قديمى را مورد تدقيق قرار دادند و آنها را اصلاح كردند . » « 1 » بررسى تطورات و تحولات علوم اسلامى كارى است كه اگر بخواهد به صورت صحيحى انجام گيرد بايد وسيلهء خود مسلمين يعنى افرادى كه در فضاى فرهنگ اسلامى تنفس كرده و در اين جوّ رشد علمى كردهاند و با اين علوم از نزديك آشنا هستند صورت گيرد . يك نفر مستشرق كه در جوّ علمى ديگرى رشد كرده و در فضاى ديگرى تنفس كرده است هرگز نخواهد توانست به خوبى از عهده برآيد ؛ و بديهى است كه انجام چنين منظورى كار يك نفر و ده نفر و كار يك سال و ده سال نيست . آنچه ما مىخواهيم در اين مقاله نظرى اجمالى به آن بيفكنيم « سير فلسفه در اسلام » است ؛ و البته مقصود ، فلسفه به معنى خاص يعنى فلسفهء اولى يا علم مابعدالطبيعه ( متافيزيك ) است ؛ و نظر به آميختگى فراوان منطق با فلسفهء اولى ممكن است دامنهء بحث به منطق هم كشيده شود ، همچنانكه مباحث « نفس » نيز كه به علت خاصى در قلمرو فلسفه اولى قرار گرفته است مشمول بحث ما خواهد بود . عليهذا بحث « سير فلسفه در اسلام » شامل چهار قسمت است : امور عامّه ، الهيات بالمعنى الاخص ، مباحث نفس ، منطق . در ميان علوم و معارف وابسته به فرهنگ اسلامى آنچه از لحاظ سير تاريخى از همه ناشناختهتر است فلسفه است . سرّ مطلب معلوم است ، ابهام و پيچيدگى مسائل فلسفى . چيزى كه كار اين تحقيق را دشوارتر مىسازد اين است كه فلاسفهء اسلامى نه تنها توجهى به سير تاريخى اين مسائل نداشتهاند ، احياناً به علل خاصى موجبات ابهام و اشتباهكارى فراهم كردهاند و سخنان گمراه كنندهاى از اين نظر گفتهاند . به نظر ما شيخ شهاب الدين سهروردى معروف به « شيخ اشراق » بيش از هر فيلسوف ديگرى بيانات گمراه كنندهاى از نظر ريشههاى تاريخى مسائل ابراز داشته است . مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى حكيم و عارف بزرگوار قرن سيزدهم نيز به نوبهء
--> ( 1 ) انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى / ص 6 .